شكستن اجسام سخت
گرديده است. عبارتند از:
1) مبارزه Besides Sparring
2) فرم Form
3) دفاعشخصي Self Defence
4) Breaking
تكنيكهاي شكستن اجسام، جزئي از هنر رزمي تكواندو ميباشند كه موجب تبحر و
تسلط هنرجو در فنون رزمي ميگردند. دقت، سرعت و قدرت، سه اصل مهم در
اين تكنيكها ميباشند كه يك قاعده كلي در تكواندو است.
شكستن اجسام، يك راه خوب براي نمايش سرعت، قدرت و تمركز است كه بدون زخمي شدن
خود و ديگران، بر روي اشياء غيرزنده اعمال ميگردد و به ورزشكار كمك ميكند تا باور نمايد
كه بدن او يك سلاح قوي است.

مزاياي تمرينات شكستن اجسام
1) ورزشكار با اين تمرينات، نحوه اجراي صحيح ضربات را با قدرت، سرعت و نفوذ زياد ميآموزد.
2) ورزشكار ميتواند به قدرت واقعي ضربات خود آگاه گردد.
3) تكنيكهاي شكستن اجسام، سبب پيشرفت، آرامش و اعتماد بهنفس ميشوند.
4) ورزشكار ميآموزد كه چگونه بدون آنكه آسيب ببيند، تكنيكهاي رزمي را اجرا كند.
فرمول فيزيكي قدرت ضربه F=M.V/S ميباشد كه F در آن نيرو، M جرم ضربهزننده، V سرعت و S سطح مقطع تماس ميباشد. گلوله مثال خوبي براي تفهيم بهتر اين فرمول است. زيرا از هر سه پارامتر استفاده ميكند. مرمي يك فشنگ را تا حدّ امكان سنگين كرده و با استفاده از فلزات سنگيني مانند سرب و يا حتي فلزات بسيار سنگين راديواكتيو، جرم آن را بيشتر ميكنند. سرعت شليك و حركت گلوله نيز بسيار زياد است. حتي چند برابر سرعت صوت ميباشد و تا حدّ امكان با افزايش مقدار و كيفيت باروت، سعي در افزايش اين سرعت ميشود. نوك گلوله هم تيز است. يعني سطح مقطع تماس آن كم ميباشد. هرچه سطح مقطع تماس كمتر باشد، ضربه به داخل جسم نفوذ كرده و آنرا ميشكافد. اكنون به بررسي اين سه عامل در شكستن اجسام ميپردازيم:
جرم ضربهزننده (M)
هرچه جرم ضربهزننده بيشتر باشد، قدرت بيشتري نيز خواهد داشت. فرق چكش با پتك در جرم و سنگيني آن است. به همين دليل، ضربات پا بسيار سنگينتر از ضربات دست ميباشند. زيرا جرم و وزن بيشتري دارند. يك فرد ماهر، با انتقال وزن و مركز ثقل خود بر روي ضربه، ميتواند موجب افزايش جرم مؤثر و در نتيجه توليد قدرت بيشتر گردد.

سرعت (V)
هر جسمي ميتواند تا حدّ معيني خم شدن را تحمل كنيد و پس از آن خواهد شكست. اگر شما بتوانيد قبل از اينكه جسم فرصت عكسالعمل را داشته و بتواند به وضعيت قبل خود برگردد، آن را با سرعت به حدّ شكستن برسانيد، موفق خواهيد بود. درغير اينصورت صدمه خواهيد ديد. يك بوكسور اگر دستكش مخصوص بوكس را درآورد، دستان او تبديل به سلاحي زخمي و آسيبپذير ميگردند. هيچ كسي نديده است كه يك بوكسور بتواند در شكستن اجسام موفق شود، مگر اينكه رزميكار باشد. تفاوت يك رزميكار و يك بوكسور در سرعت و تكنيك اجراي ضربه ميباشد.

سطح مقطع تماس(S)
با كاستن از سطح مقطع تماس، نفوذ ضربه بيشتر شده و در مقابل، افزايش آن موجب پخششدن نيرو و كاهش نفوذ ميگردد. دقت نمائيد كه ضربات را با مناطق ضربهزننده مجاز اجرا نمائيد. براي مثال در ضربات مشت بايد فقط از بندهاي دو انگشت وسط و اشاره استفاده كنيد تا ساير قسمتها آسيب نبينند.

بالاترين راندمان در انتقال نيرو، به هنگام وارد كردن ضربه عمودي بر جسم صورت ميگيرد.
يك دليل ساده آن، افزايش ضخامت مؤثر در ضربه مورب است. براي مثال اگر ضربه در زاويه
90 درجه (عمودي) بر جسم وارد شود، بايد بر ضخامت 2 سانتيمتر غلبه كند. اما اگر همين
ضربه در زاويه 45 درجه زده شود، بايد بر ضخامت مؤثري در حدود 3 سانتيمتر غلبه نمايد.
افزايش ضخامت مؤثر جسم، نيروي لازم براي غلبه بر آن را با توان 2 افزايش ميدهد. يعني
اگر براي شكستن جسم با ضربه عمودي به 40 نيوتن فشار نياز بود، در زاويه 45 درجه،
شكستن همان جسم به 90 نيوتن فشار نياز دارد!

به همين دليل، در تكنيكهاي دست و پا، تاكيد ميگردد كه ضربه بايد عمود بر هدف اصابت كند.
مانند تكنيكهاي «دوليو چاگي» و «مومدوليو باندا دولوچاگي» اما در تكنيكهاي دفاعي، بايد
دست با زاويه مايل در مقابل ضربه قرار گيرد تا از قدرت نفوذ ضربه بكاهد.
اگر انتقال توان را در دو بعد يك صفحه (عمودي و افقي) بحث نمائيم، علم مثلثات و ترسيم
محورهاي مختصات، كمك شاياني به درك علت افت توان در ضربات مايل مينمايد. دو
محور Sin (عمودي) و Cos (افقي) محورهاي اصلي مختصات ميباشند كه از 0 تا حداكثر
1 (واحد) قابل اندازهگيري ميباشند. محور عمودي سينوس، بيانگر ميزان انتقال نيروي
ضربه به جسم ميباشد كه در زاويه 90 درجه (عمود) به حداكثر خود رسيده و در ساير زوايا
مقادير كمتري خواهد داشت.
همانطور كه از دايره مثلثاتي مشخص است، هرچه به زاويه 90 درجه نزديكتر شويم، مقدار
سينوس زاويه بيشتر خواهد بود. كاهش راندمان انتقال توان در حالت مورب، به همراه
افزايش ضخامت مؤثر جسم، شكستن آن را بسيار مشكل خواهد نمود و به همين ترتيب در
دفاعها قرار گرفتن در زاويه مايل، از قدرت تخريبي ضربه خواهد كاست.
در كل دفاع دست به 3 صورت انجام ميگيرد: با «تيغه دست»، با «مچ دست» و با «پاشنه كف دست» و در سه قسمت اصلي بدن اجرا ميگردند:
1) آره از كمربند به پائين
2) مومتونگ از كمربند تا استخوان ترقوه
3) الگول استخوان ترقوه به بالا
توجه كنيد كه دفاع بهمعني سدّ كردن و تحمل ضربه نيست! بلكه بايد با تغيير مسير و نيروي ضربه، از اصابت آن به بدن خود جلوگيري كرده و يا حداقل شدت و سرعت آن كاست. به همين دليل تمامي دفاعها با قسمتهاي نرم دست و يك شوك كوبشي، در زاويهاي مايل با ضربه قرار گرفته و آن را منحرف ميكنند. بنابراين قرارگرفتن در زاويه عمود بر ضربه نادرست و خطرناك ميباشد.
دقت نمائيد كه ضربات را با مناطق ضربهزننده مجاز اجرا نمائيد. براي مثال در ضربات مشت بايد فقط از بندهاي دو انگشت وسط و اشاره استفاده كنيد تا ساير قسمتها آسيب نبينند. با كاستن از سطح مقطع تماس، نفوذ ضربه بيشتر شده و در مقابل، افزايش آن موجب پخششدن نيرو و كاهش نفوذ ميگردد.
1)
استفاده از تمام عضلات مرتبط با تكنيك مانند عضلات پا، ران و كمر و هماهنگي بين آنها، استفاده از عضلات كمر و ران، نقش مهمي در سرعت و قدرت ضربات پا دارد.2) بالا بردن کامل زانوي پاي مجري تکنيک براي كسب حداكثر قدرت از طريق كشش عضلات مربوطه
3) نگاه داشتن بدن, کفل و پاها در امتداد يک خط مستقيم براي حفظ تعادل و تمركز قوا در راستاي ضربه. در صورتيكه هنگام ضربه بدن، كفل و پاي ضربهزننده، در امتداد يك خط مستقيم باشند، نيروي تمامي بدن در يك راستا جمع شده، سرعت، قدرت و تعادل ضربه را افزايش ميدهند.

اجزاء پا
1) موروپ زانو
2) داراي ساق پا
3) پال دونگ روي پا
4) آپ چوك سينه پا
5) ديت چوك پاشنه پا
6) پال باداك كف پا
7) پال نال تيغة بيروني پا
از ورود شما به این وبلاگ بینهایت متشکرم.